زادروز نور و آیینه ...
تو که هستی زمان توقف می کند
و تمام کوچه های بن بست به ابدیت میرسند
تو که می آیی ... زمان برای من یعنی تو
و زندگی در دستهای مهربان توست ...
چنان نشسته ای به دل که باورم نمی شود
از آسمان رسیده ای نگو زمین ؛
که باورم نمی شود....
+ نوشته شده در ساعت توسط غزل بانو
|