چهلم غريبانه خاتون
چهل روز گذشت كه در بين ما نيستي
و چه غريبانه بدرودت گفتيم ....
چهل روز گذشت كه در بين ما نيستي
و چه غريبانه بدرودت گفتيم ....
تقدیم به بانویی که رهاییمان را مدیون اوییم ...
و چه ساده پر کشیدی
در این زمان که نگاهت آرامش چشمهای پر اضطرابم بود ....
در سایه ایزد تبارک
عید همگی بُود مبارک
داستان تغییر
روز پنجم خرداد 1390
غزل بانو آغاز راه دوباره بودن است ...
این زایش دوباه ام مبارک باد ...
و تمام کوچه های بن بست به ابدیت میرسند
تو که می آیی ...
زمان برای من یعنی تو
و زندگی در دستهای مهربان توست ...
و خدا رو شکر الان دیگه حقیقتا غزل بانو شدم ...
اسم شناسنامم به همین اسم ثبت شد ...
درست است که خط خورده ایم ما ،
اما دیگر تمام شد آن روزها که تب می کردیم و داغ می شد تنمان ...
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ...
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ...
و ...
پیش نوشت :
سه ماه پیش به علت گرفتن مجوز جراحی از سوی خانواده رسما و با ضرب و شتم طرد شدم و به ناچار از شهر و دیار خویش دور شدم و جهت تحصیل پول آواره دیاری غریب شدم و ....
یخبندان سهیلیه کرج
دوست دار همه دوستان خوبم غزل بانو